وبلاگ جالبیه من هراز چندی یه سربهش می زنم یکی دوبار هم نظرم رو نوشتم ولی این دفعه یه ذره فرق می کنه. هیچ ربطی هم به دزدگیر لباس و گیت فروشگاهی و ... نداره.
یه سر به لینک مذکور بزنید و قسمت نظرات رو بخونید. مطلب من در ادامه همونهاست که البته فکر کنم تا حالا تایید شده و از همونجا هم قابل خواندنه
اگر نشده خوب همینجا بخونید کاری نداره که
(عجب مردمانی هستیم ما.
یک روز این بشر خطاکار را به اوج آسمان می رسانیم و روزی دیگر ذلیل روزگارش می کنیم و حتما اشتباه هم نمی کنیم. همان بشری که حتما در زیانکاریست.
تعجب می کنم از دوستان از این همه اطمینانی که به حرف و باور خود دارند و اشتباهات گذشته شان ذره ای به اعتقاد امروزشان خللی وارد نمی کند.
13 سال پیش فهمیدم (ببخشید احساس کردم) که در قضاوتم نسبت به هاشمی رفسنجانی اشتباه کرده ام از آن روز دیگر قضاوت را کنار گذاشتم و فقط اعمال و رفتار افراد را مطابق عقل خطاکار خودم بررسی می کنم و دست آخر هم می گویم شاید.
در عجبم از شما که هنوز هم مطمئن مطمئن حرف می زنید در عجبم که فکر می کنید می دانید چه کسی جزو حزب خداست و چه کسی نیست.
در انتخابات موارد مختلفی بود که من فکر می کردم آقای احمدی نژاد دروغ می گوید به هر یک از همین دوستان به اصطلاح حزب ا... که می گفتم یک جوری توجیه می کرد.
اقا مجید فکر می کنم مطلبی که در مورد هاله نور این اقا در این وبلاگ نوشتید هنوز باشد من که حوصله پیدا کردنش را ندارم ولی شاید خودتان زودتر پیدا کنید
بینی و بین الله کلاهتان را قاضی کنید. همه حرفهایی که آن زمان در مورد احمدی نژاد می زدید بدون تعصب بود؟
شاید الان هم نسبت به بعضی ها همان تعصب را داشته باشید البته اگر قبول دارید که آن روز آن تعصب را داشتید. (چی شد)
کامنت بعدی را هم ببینید
بچه كه بودم خيلي به اين موضوع فكر مي كردم كه اگر در يك خانواده غير شيعي به دنيا آمده بودم باز هم راه را پيدا مي كردم يا نه. آخه اون روزها به خيال خودم خيلي رو عقلاني كردن باورهام كار كرده بودم. يادم هست بعضي شبها استدلالات مبدا و معاد را يك بار از اول تا آخر مرور مي كردم كه مبادا اشتباهي كرده باشم و ... هرچي
عجب داستاني شد ولي ادامه ش جالبه ادامه ش رو به خيلي ها گفتم ولي خيلي كم موفق شدم مطلب رو منتقل كنم.
دبيرستان يه معلم باصفا و اهل دل داشتيم. براي همون موضوعي كه در بالا گفتم يه جواب داشت كه هنوز هم به نظرم جواب خيلي منطقي هست و تو زندگيم هم فكر مي كنم خيلي تاثير گذاشته.
مي گفت اگر در بحث با يك نفر استدلالي مطرح كنيد كه ته دلتون نسبت به محكم بودن استدلال راضي راضي نباشه ولي همين استدلال طرف را مجاب كنه و شما هم احساس شادي كنيد و ترديدتون را بروز ندهيد بدانيد كه شيطان در استدلالتان راه پيدا كرده.
اين موضوع باعث شد تا حتي در اثبات وجود خدا هم بعضي وقت ها فكر كنم شيطان داره منو گول مي زنه كه باوري الكي در مورد خدا داشته باشم. معاد و نبوت و امامت و ... كه جاي خود دارد.
حكايت اين بازي هاي سياسي خيلي شيرتوشير تره. من خودم در مورد اصول دينش هر روز شك مي كنم نمي دونم شما در خصوص اين مسائل سياسي روزمره چطور اينقدر محكم حرف مي زنيد. همينه كه هاشمي يك روز عزيز دله و يك روز ذليل روزگار يا خاتمي يا موسوي يا احمدي نژاد يا هركس ديگه اي كه ....
حزب خدا بودن به اين راحتي نيست كه بخواي يه سري رو تو دايره ش قرار بدي و واسش سيلي سنگين تصور كني و فلان و بهمان.)